پروژه متهم ساختن گزاره های دینی در قتل رومینا

قتل دهشتناک رومینا توسط پدرش، فرصت مناسبی را برای جریان های دین ستیز فراهم آورده تا با توسل به برخی گزاره های باصطلاح دینی، از ضرورت تغییر اساسی ساختار فرهنگی – اجتماعی در ایران سخن به میان آورند.
کد خبر: ۵۷۳۷
تاریخ انتشار: ۲۵ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۰:۵۱

به گزارش دیدار مدیا؛ پس از آنکه قتل رومینا اشرفی در رسانه‌های مختلف بازتاب گسترده‌ای پیدا کرده است، حالا در مرحله تازه‌ای از رسیدگی به این پرونده‌ رسانه‌های ضدانقلاب وجود گزاره‌های دینی در ساختار فرهنگی کشور را عامل اصلی آن معرفی می کنند. پس از پخش گزارش خبری 2030 با پدر، مادر و جوان فراری دهنده رومینا که در آن از بستر اینستاگرام به عنوان عامل اصلی این قتل یاد شده باشد، حالا رسانه‌های ضدانقلاب تلاش دارند تا اصل وجود گزاره‌های دینی در تفکر خانواده‌های ایرانی را عامل اصلی قتل‌های ناموسی در سال‌های گذشته معرفی نمایند.

 

رادیو فردا در گزارشی تحلیلی با عنوان "تراژدی «قتل‌های ناموسی» و شکاف فرهنگی آسیب‌شناسانه در ایران" چنین نتیجه گرفته است:


• قتل دردناک رومینا توسط پدرش و بازتاب گسترده این رویداد در افکار عمومی نشان از شکاف فرهنگی آسیب‌شناسانه‌ای دارد که جامعه امروز ایران با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند.


• ویژگی اصلی چنین قتل‌هایی این است که زنان فقط بخاطر زن بودن‌شان قربانی خشونت مردان می‌شوند.


• معنای اجتماعی «قتل‌های ناموسی» و نیز اشکال پنهان و آشکار تحقیر و آزار زنان در درون خانه و در عرصه عمومی چیزی نیست جز انکار زنان به عنوان شهروند برابر در حقوق و همزمان مقاومت لجوجانه در برابر تحولاتی که جامعه ایران از سر گذرانده و می‌گذراند.


• دیرپایی این سنت شوم در جامعه در حال دگرگونی ایران از جمله پیامد ماندگاری ذهنیت و فرهنگ مردانی است که با پیشرفت‌های زنان در حوزه‌های گوناگون سر ستیز و ناسازگاری دارند.


• ز یک سو شاهد فرهنگی هستیم که نماینده دنیای گذشته، سنت و باورهای سنتی بر پایه سلطه مردانه و فرودستی زنانه در اشکال گوناگون آن است.


• در فرهنگ سنتی مرد، نه تنها سرپرست و قیّم و نان‌آور خانواده که، به‌نام سنت، مالک اعضای آن به‌ویژه زنان است.


• پیامد این فرهنگ مردسالارانه قتل به‌طور متوسط ۳۰۰ تا ۴۰۰ زن در سال است و تحمیل رنج‌ها و تحقیرهای پرشمار به شمار بزرگی از زنان ایرانی، در فضای خصوصی و یا در عرصه اجتماع. پدر رومینا یکی از این قاتلان است.


• سخت‌جانی فرهنگ سنتی در کنار گفتمان دین حکومتی و قوانین و هنجارهای حکومت دینی سبب شده هزاران قاتل بالقوه در جامعه ایران به‌وجود آید.


• تفاوت ایران اما با سایر کشورهای منطقه شاید حضور حکومت دینی باشد که نه تنها اراده‌ای برای مقابله با چنین پدیده‌ای ندارد که با قوانین و گفتمان خود، زمینه‌ساز ماندگاری و بازتولید این فرهنگ و مشروعیت بخشیدن به ستم‌های مردانه هم می‌شود.


• در گفتمان رسمی حکومتی، از کتاب‌های درسی گرفته تا قوانین مدنی و جزایی، مردان «سرپرست» خانواده‌اند و فقط نبودن مرد سبب می‌شود سرپرستی زنان در خانواده به رسمیت شناخته شود.


• قالب خانواده سنتی و هنجارهای اصلی آن، از جمله سلطه مردانه، بخشی از اصول پایه‌ای دین حکومتی است.


• حکومت این درک از خانواده و سلطه مردانه بر آن را با اصول دینی و فرهنگ سنتی توجیه می‌کند و در رابطه‌ای متقابل، حضور چنین خانواده و سلطه مردانه در درون جامعه هم به حکومت دینی مشروعیت می‌بخشد.


• اگر حکومت دینی بر سر مسئله حجاب زنان و دیگر محدودیت‌ها و تبعیض‌های جنسیتی تا این اندازه وسواس دارد و در برابر رفتارهای هنجارشکنانه زنان و مردان با خشونت رفتار می‌کند، از جمله به این خاطر است که چنین هنجارهایی به دینی بودن حکومت معنا می‌بخشند.


• بر اساس قانون مجازات اسلامی، اگر مردی ادعا کند که زنش را در حین خیانت دیده و سپس کشته است، با این استدلال که «زن زناکار مهدورالدم» است.


• دهه‌های هفتاد و هشتاد در ایران را باید سال‌های چرخش زنانه جامعه نام داد.


• پویایی زنانه بی‌سابقه در حوزه فرهنگ و هنر و ادبیات پدیده‌های بودند که در شکل دادن به قدرت جدید زنانه‌ای نقش داشتند.


• تحول ژرف موقعیت و نقش زنان در عرصه عمومی خود را در جریان جنبش سبز نمایان کرد؛ رویدادی سیاسی که زنانه‌ترین جنبش اجتماعی ایران از زمان انقلاب مشروطیت به این سو بود.


• همه این تحولات اساسی به گونه‌ای پاردوکسیکال و متناقض‌نما در جامعه‌ای اتفاق افتاد با حکومت دینی و دیرپایی ساختارهای سنتی.


• این پارادوکس (ناسازه) نتیجه مستقیم شکاف روزافزون است میان پویایی درونی جامعه ایران و سخت‌جانی ساختارهای سنتی که توسط نهادهای رسمی و فرهنگ حکومتی حمایت می‌شوند.


• زن‌کشی در ایران بی‌رحمانه‌ترین بخش جنگی است که میان سلطه مردانه و پویایی جامعه زنانه برای کسب حقوق برابر در جریان است.


• رویدادهای هولناکی مانند قتل رومینا، دختر نوجوان بیگناه، با داس پدرِ «غیرتی» نشان می‌دهد که جامعه ایران هنوز راهی طولانی برای عقب راندن و دگرگون کردن این ذهنیت ضد انسانی دارد.


کانال تلگرامی آموزشکده توانا نیز در مطلب کوتاهی این چنین از این واقعه سواستفاده نموده است: «اگر مرد باشی و دخترت را بکشی...اگر زن باشی و به حجاب اعتراض کنی...من البته به کاربرد واژه مرد برای پدر رومینا معترض هستم. نامرد که مرد نمی‌شود. این را فرستادم که بگویم فاجعه رومینا اشرفی را از یاد نبریم. صفحات پربیننده‌ای چون شما باید کمک کنند این داغ‌ها تازه بمانند تا بتوانیم از ان‌ها برای بهبود وضعیت جامعه استفاده کنیم. رومینا قربانی جامعه دینی و خانواده سنتی آخوندهای فاسد جمهوری اسلامی است.ـ

 

این کانال تلگرامی در ادامه مطلبی را با این عنوان منتشر نموده است: "اینستاگرام، قاتل رومینا اشرفی؟! روایت خمینی‌نسب‌ها برای فیلترینگ اینستاگرام". نویسنده در این مطلب آورده است: «در واقع می‌توان گفت قتل رومینا اشرفی و رابطه اینستاگرامی‌اش با مردی جوان اکنون تبدیل به بهانه‌ای شده است برای دوستداران فیلترینگ گسترده اینترنت در ایران تا در قبال این رخداد بسیار تلخ بتوانند سیاست فیلترینگ اینستاگرام را جامه عمل بپوشانند.

 

فراتر از این، بتوانند ایده‌هایی همچون «هویت آنلاین» یا همان «هویت معتبر» را به پیش ببرند که چند ماه پیش نیز توسط شورای عالی فضای مجازی ابلاغ شد؛ گرچه همانطور که پیش از این در گزارش دیگری نوشته بودیم توان جمهوری اسلامی برای اجرایی‌کردن این ایده نامعلوم است.»

 

به نظر می رسد ماجرای قتل رومینا همچنان برای رسانه‌های ضدانقلاب عاملی برای فشار علیه جامعه دینی و خانواده‌های سنتی در ایران کارایی دارد. در موج جدید این رسانه‌ها با طرح ادعا حرف‌های پدر رومینا بهانه‌ای دست حاکمیت برای فیلتر کردن اینستاگرام، باز هم تلاش برای القا انگیزه مذهبی در قتل رومینا افزایش پیدا کرده است. این رسانه‌ها با تاکید بر کلید وازه "قتل‌های ناموسی" فرهنگ سنتی ایران مبنی بر نگاه حفظ و حراست از خانواده و زن را تقبیح و قصد دارند تا اساس وجود این نوع نگاه را به گزاره‌های دینی پیوند و آن را مورد نکوهش جمعی قرار دهند. این رسانه‌ها در همین راستا ساختار فرهنگی اجتماعی ایران را به دلیل وجود تفکرات دینی و سنتی ناتوان و شکست خورده می نامند تا از قِبل آن تغییر اساسی در این نظام اعتقادی را لازمه جلوگیری از رویدادهای مشابه معرفی نمایند. پیش بینی می شود با توجه به ضعف گزارش‌های روشنگرانه و حقیقت یابی از اصل ماجرای این قتل توسط رسانه‌ها از جمله صداوسیما، ضدانقلاب در هر مرحله از خبرهای مربوط به این قتل، موج جدیدی را از لازمه تغییر اساسی در نگرش جامعه ایرانی کلید بزند.

ارسال نظرات
پرونده ویژه
عناوین برگزیده
آخرین اخبار